شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

چراغ جادو

2--براي تو

+ زلف تو بود ترياک کرده مرا معتاد زان روز که چشمانم بر گيسوي تو افتاد
2--براي تو
بيا آه، هي حجاب رو رعايت نکرديد جوون مردم معتاد شد از دست رفت:)
2--براي تو
ترياک خاصيت دارويي و آرامش بخشي و تسکين دهي داره مثل گيسوي همسر...ولي شما دور و برش نپلکيد خوب نيست:)
دور و بر ترياک يا گيسوي همسر؟!

2--براي تو

+ تو بمب اتم، من شهر هيروشيما مي شود لطفا مرا ويران کني؟ . . با تشکر از همکاري همسر جان:)
freand
قشنگه :)
کفش هاي مکاشفه
:)
در انتظار آفتاب
:)
بمب:)

2--براي تو

+ گوشه چشم من به خرمن گيسوي تو افتاد وين عجب که گندمزار، آتشي را سوزاند...
Neveshthe
11:3 صبح
+ من برگ پاييزم و تو باد بهار مانده ام بين ريختن و روييدن!
در انتظار آفتاب
ديروز 11:44 عصر
خيلي زيبا
+ اي که در جان و دلي، تو جانِ دلي اين قلب براي تو تپد، بي اما و ولي
در انتظار آفتاب
ديروز 11:43 عصر
سلام.ولي چي؟
سلام منظور بدون اما و و اگر و بي چون و چرا است...يعني قلب من بي چون و چرا براي تو ميتپه!...به تناسب *دلي* از *ولي* استفاده شده
اين شعرهاي که مي زنيد از کيه؟
جفنگيات خودمه:)
+ زلف آشفته تو کرده مرا سخت پريشان چون باد که بر چارقد گندم زار وزد...
در انتظار آفتاب
ديروز 11:43 عصر
رلف اشفته و خوي کرده و خندان لب و مست..... نيمه شب .... سرا فراگوش من اورد و به آواز حزين/ گفت اي عاشق ديرينه من خوابت هست؟؟.... الان حافظ از شيراز رفت يه جاي ديگه تو گور ... با اين شعر خواندن من:)
به به چه تعبير زيبايي
+ مرا داغي است اندر دل ز تيغ آن کمان ابرو چه شيرين است اين داغي که مي سوزاند آدم را...
در انتظار آفتاب
ديروز 11:43 عصر
من و مقام رضا بعد از اين و شکر رقيب/ که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت(حافظ)
+ ز زخم زلف تو خون عشاق چکيد ز چشم و از جگرِ سوخته غمدارش...
کفش هاي مکاشفه
ديروز 9:21 عصر
عشاق رو مفرد حساب کنيد لطفا:)
+ من به خال لبت اي دوست دهم جان و ليک به لب شيرين سخنت فاتحه ام را نيز بخوان!
کفش هاي مکاشفه
ديروز 9:21 عصر
+ نگار من بهار بي قرار من من زلف تو را قربان برق چشمانت به رعد مي آورد قلب بي قرارم را لختي بخند که جانم از خنده تو تازه مي شود...
کفش هاي مکاشفه
ديروز 9:21 عصر
+ چون گل ياس که پيوند خورد با مريم مستي زلف و نگاهت هم دو چندان مي شود
*Baran*
ديروز 9:13 عصر
+ به زلف يار دست درازي کردم خرماي بر نخيل را چيدم
غزل صداقت
ديروز 9:4 عصر
نوش جان:)
اوهههههه عجب دستي.... دست ما را هم بگير:)
دستهاي ما /کوتاه بودند و خرما ها بر تخيل/ ما دستهاي خويش را برديم/ و به سوي خرما ها /پرتاب کرديم/ خرما فراوان بر زمني ريخت/ اما/ افسوس که ما ديگر دست نداشتيم
+ نه به شعر است نه نثر راز عشقي که نتوان فرياد زد...
غزل صداقت
ديروز 9:1 عصر
+ زلف تو مرا کشت نگارا رحمي قتل اين خسته به گيسوي تو تقديرش بود...
غزل صداقت
ديروز 8:57 عصر
+ اگر روباه ماده بميرد جفت او تا آخر عمر تنها ميماند اما برعکس اين اتفاق بيفتد و روباه نر بميرد .جفت ماده به سرعت يک جفت نر براي خودش پيدا ميکند و تنها نميماند!
غزل صداقت
ديروز 8:56 عصر
freand
برعکس آدما
درب کنسرو بازکن برقی
2--براي تو
80 امتیاز
11 برگزیده
192 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
2--براي تو عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله آذر ماه
vertical_align_top